میکروبلاگ شاتوت یک سایت اجتماعی است که با هدف ایجاد محیطی پاک و سالم برای سنین مختلفی از قشر جامعه بوجود آمده است، کاربران میکوشند تا در دنیایی مجازی خود با حفظ ارزش‌ها و حریم خصوصی هر فرد به ارتباط پاک و سالم بپردازند. شما مي توانيد در اين فضا مطالب خود را با ديگران به اشتراك بگذاريد و از نظرات آنها اطلاع يابيد. همچنين با تشكيل گروههاي تخصصي به فعاليت در حوزه ي مورد علاقه خود بپردازيد. شاتوت توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال‌پذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا می‌باشد!


سایت و ارسالهای آنرا از هر کجا که هستید توسط تلفن همراه و نسخه‌ی کم حجم آن دنبال نمایید.


با عضویت در گروهِ " اخبار سایت" از جدیدترین تغییرات و رویدادهای سایت مطلع شوید.



قصدِ ورود دارید ؟!

نام کاربری

رمز عبور

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

بهشت هم خشکسالیست ...

این را از کف پای مادرم

که تَرَک خورده بود ... فهمیدم !


ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

عشق دایش


ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

من ، تو ، ما ، یادت هست ؟ تمام شد ! حالا : تو ، او ، شما ، من هم به سلامت !

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم ک خدا ته قلب آینه اس

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

این بار اولی نبود ک توی قلب من میموند اون با نگاهای عجیب کفر منو در میاره وقتی پرید من کشتمش در فکر کشتن کشتمش من اون بد لعنتیو با عشقو نفرت کشتمش عسکری

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه مثل تموم وقتا وقت منم تو خوابه

Mostafa
Mostafa

شب بر شما خوش ...

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

ب دلم موند ی بار ی روزی ی جایی بگی میخامت بگی فقط واسه من عزیزیو بس چشام ب نامت عسکری

ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ
ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ

غمــــــــــــ است ديگر
واسه خودش جولون ميدع.....
شبتون شيك



ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ
ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ

دلـم تنگ شده، واسه اینکه یکی تو زندگیـم مهم باشه ،
اومـدنش بهم شوق بده، رفتنش استـرس...
نمیدونم چه بلایی سر حسـم اومده!
یکنواختـم، خنثا ِ خنثـا...
فقط نظاره گـَـرَم.




ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

ما را در کوی نیک نامان گذر ندادند

ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ
ღ╟╢αηΙΞ╟╢(╥﹏╥)ღ

دلتنگـــی یعنی غذایی که اون عاشقــش بود از گلوت پایین نـــره!




Mostafa
Mostafa

من روزها نقاشی می کُنم

نقاشی پوست آدم را می کند؛ نباید زیاد به آن رو داد، چون سوار آدم می شود

تازه طلبکار است

گاهی فکر میکنم شعر مهربانتر است؛

ولی نباید زیاد خوش خیال بود ؛ من خیلی ها رو می شناسم که از دست شعر به پلیس شکایت کرده اند.

من شب ها شعر میخوانم

ǺℳIŘ.ദ
ǺℳIŘ.ദ

ناراحتم مثل پسری که!



کُل خونوادش رفتن شمال



باباش مونده خونه